روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

333

شرح شطحيات ( فارسى )

198 فصل فى شطح أبى على النور باطى ( 604 ) چنان كه ابو على نور باطى در شطح گويد كه « فقر روسياهى در دو جهانست . » « الفقر سواد الوجه فى الدارين . » ( 605 ) قال : آنچ عامّ دانند ازين سخن ، از حقّ درويش شدن و از علم شريعت سيّد - عليه السلام - دست‌تنگ گشتن : هر كه از قرآن و حديث و معرفت حقّ درويش گردد ، در دو جهان سياه‌روى باشد . ازين جاى بود كه هماى مشرق ازل از فرخندگى معرفت و تازه‌روئى محبّت ، چون بجاى عشق بگريستى ، اندرون گريان و بلب درّافشان خندان بيكاران جهان را گفتى « كاد الفقر أن يكون كفرا . » ليكن آنچ تعلّق به حقيقت مستان معرفت دارد ، حقيقت فقر آنست كه در عين تنزيه و سرّ تفريد به جائى رسند كه حقيقت فقر را نهايت بينند . از لذّت تنزيه در بحر اين تجريد افتند . صد سال بزيند ، در هر نفس صد شربت فقر از بحر توحيد بازخورند . در وقت رفتن چون حقيقت فقر روى به ايشان نمايد ، در فقر از فقر خجل شوند . دانند كه دعوى فقر پيش فقر درين عالم ، از ناتمامى در فقر سياه‌روى باشند در آخرت . ( 606 ) چون نور سطوت عظمت پيدا شود ، و جلال مشاهدهء قدم ظاهر شود ، ايشان بمركب فقر از حدث بقدم رانند . خود را در آن مقام ناچيزى دانند . چون نيك در بحر عظمت غرق شوند ، آنچ پنداشته‌اند ، كار بيش از پنداشت خود بينند . دانند كه به فقر محدث قديم را درنيابند ، و آنچ مىگفتند ، حقيقت آن نشناخته بودند . لاجرم در آن جهان در حقّ